پیکرتراشی ذهنی
لاغری ذهنی و هوشمندانه با تغییر فکر، آگاهی و هیپنوتیزم
متخصص روانشناسی بالینی
خدمات تخصصی رواندرمانی مشاوره و کوچینگ
رواندرمانی فردی،افسردگی،اضطراب،شکست عاطفی،ازدواج،طلاق،خیانت،زوج درمانی،رهایی از خاطرات بد و تروما،هیپنوتیزم،هویت جنسی،کوچینگ و آزمونهای روانشناختی
حوزههایی که این متخصص روی آنها تمرکز دارد
راههای تماس و مراجعه
تجربه کسانی که مراجعه کردهاند
پاسخهای کوتاه به سوالات رایج
چرا هر بار سر یک موضوع بحث میکنیم، آخرش دعوا به مسائل قدیمی کشیده میشود و هیچوقت به نتیجه نمیرسیم؟ این اتفاق در بسیاری از روابط، نتیجهی چرخهی تعارض حلنشده است. وقتی یک مسئله بهطور کامل حل نمیشود، احساساتی مانند خشم، دلخوری یا بیاعتمادی باقی میمانند و در تعارضهای بعدی دوباره فعال میشوند. به همین دلیل، موضوع فعلی خیلی زود به فهرستی از اتفاقات گذشته تبدیل میشود. همچنین در زمان برانگیختگی هیجانی، افراد معمولاً به جای تمرکز بر حل مسئله، وارد حالت دفاع، سرزنش یا حمله میشوند و گفتوگو از مسیر اصلی خارج میشود. زوجین در جلسات زوج درمانی میآموزند در زمان آرامش و هر بار فقط یک مسئله مشخص را مطرح کنند، به جای سرزنش، درباره احساس و نیاز خود صحبت کنند و از آوردن پروندههای قدیمی به بحث فعلی خودداری کنند. اگر این چرخه مرتب تکرار میشود، همچنین شناخت الگوی های تعارض و اصلاح شیوه ارتباط به زوج ها کمک میکند از این جرخه معیوب خارج شوند.
خیر. هیپنوتیزم به معنای از دست دادن کنترل ذهن یا اختیار فرد نیست. در هیپنوتیزم فرد معمولاً در وضعیت تمرکز و آرامش عمیقتری قرار میگیرد، اما همچنان میتواند صحبت کند، فکر کند، پیشنهادها را نپذیرد و در صورت تمایل جلسه را متوقف کند. برخلاف تصور رایج، هیپنوتیزم باعث نمیشود فرد برخلاف ارزشها، باورها یا خواستههایش کاری انجام دهد یا اختیار خود را به درمانگر واگذار کند. اثربخشی هیپنوتیزم نیز تا حد زیادی به همکاری و آمادگی خود فرد وابسته است. بنابراین، هیپنوتیزم را بهتر است نوعی تغییر موقت در توجه و آگاهی دانست، نه حالتی که در آن کنترل ذهن یا اراده از بین میرود.
خیر. همزمانی ارگاسم برای زن و مرد نه یک ضرورت پزشکی است و نه معیار کیفیت یک رابطه جنسی موفق. تفاوت در زمان برانگیختگی و رسیدن به ارگاسم بین دو نفر کاملاً طبیعی است و ممکن است در هر رابطه متفاوت باشد. کیفیت رابطه جنسی بیشتر به احساس امنیت و صمیمیت، رضایت دوطرفه، ارتباط مؤثر، توجه به نیازهای یکدیگر و تجربه لذت وابسته است، نه اینکه هر دو نفر دقیقاً در یک زمان به ارگاسم برسند. بنابراین، تلاش برای رسیدن حتماً به ارگاسم همزمان میتواند حتی باعث اضطراب عملکرد و کاهش لذت جنسی شود. بهتر است زوجین به جای تمرکز بر «همزمان بودن»، بر شناخت بدن و نیازهای یکدیگر و تجربه رضایتبخش رابطه تمرکز کنند.
صحبت درباره مسائل جنسی یکی از بخشهای مهم شناخت پیش از ازدواج است و بهتر است نه در همان گفتوگوی اول و نه بعد از قطعیشدن ازدواج، بلکه پس از شکلگیری حدی از شناخت، اعتماد و جدیت رابطه و پیش از تصمیم نهایی برای ازدواج مطرح شود. در این گفتوگو لازم نیست وارد جزئیات خصوصی و صمیمانه شوید. موضوعاتی مانند نگرش به رابطه جنسی، میزان اهمیت آن در زندگی مشترک، انتظارات کلی، مرزهای شخصی، دیدگاه درباره فرزندآوری و آمادگی برای گفتوگو و حل مشکلات جنسی میتوانند مطرح شوند. نکته مهم این است که این گفتوگو باید محترمانه، دوطرفه و بدون فشار یا قضاوت باشد. اگر در این زمینه اختلاف اساسی وجود دارد، بهتر است پیش از ازدواج و در صورت نیاز با کمک روانشناس یا متخصص سکستراپی بررسی شود؛ زیرا نادیدهگرفتن تفاوتهای مهم جنسی میتواند در آینده به تعارض زناشویی منجر شود.
بله، اختلال دوقطبی علاوه بر درمان دارویی، از درمانهای روانشناختی و غیردارویی مؤثر نیز بهره میبرد؛ اما در بیشتر موارد، درمان غیردارویی بهتنهایی جایگزین درمان دارویی نیست. روشهایی مانند رواندرمانی شناختیرفتاری (CBT)، آموزش روانی، درمان ریتمهای بینفردی و اجتماعی (IPSRT) و خانوادهدرمانی میتوانند به فرد در شناخت و مدیریت علائم، تنظیم خواب و ریتم روزانه، کاهش استرس، پیشگیری از عود و بهبود عملکرد کمک کنند. نکته مهم این است که درمان باید متناسب با مرحله و شدت بیماری تنظیم شود. در دورههای شیدایی یا افسردگی شدید، ارزیابی و درمان تخصصی اهمیت بیشتری دارد و قطع یا تغییر خودسرانه دارو میتواند خطر عود را افزایش دهد. بنابراین، پاسخ کوتاه این است: بله، درمانهای غیردارویی مؤثرند؛ اما در اختلال دوقطبی معمولاً بهترین نتیجه از ترکیب درمان دارویی و روانشناختی و پیگیری منظم متخصص به دست میآید.
قهر کردنِ مکرر معمولاً نشانهای از ناتوانی در بیان مستقیم هیجانها و نیازها یا الگویی ناکارآمد در حل تعارض است. اگر قهر به شکل سکوت طولانی، قطع ارتباط یا نادیدهگرفتن طرف مقابل باشد، میتواند به مرور صمیمیت و امنیت عاطفی رابطه را کاهش دهد. بهتر است به جای دنبالکردن، التماس برای آشتی یا پاسخدادن با قهر متقابل، در زمان آرامش درباره این الگو گفتوگو کنید. میتوانید بگویید: «میفهمم ناراحتی و حاضرم درباره موضوع صحبت کنیم، اما سکوت و قطع ارتباط طولانی برای من قابل قبول نیست. هر وقت آماده بودی، میتوانیم با آرامش صحبت کنیم.» در عین حال، مرز مشخصی بین «نیاز به کمی فاصله برای آرامشدن» و «قهر بهعنوان تنبیه یا کنترل» وجود دارد. فاصله کوتاه و توافقشده میتواند مفید باشد، اما قهر مکرر و طولانی، بهخصوص اگر برای تنبیه یا تحت فشار قرار دادن همسر استفاده شود، نیازمند بررسی جدیتر است. اگر این الگو تکرارشونده است و با گفتوگو تغییر نمیکند، زوجدرمانی میتواند به شناسایی ریشه تعارض و اصلاح شیوه ارتباط کمک کند.
دانستنِ اینکه یک رابطه برای ما آسیبزاست، لزوماً به معنای توانایی ترک آن نیست. در روانشناسی، دلبستگی عاطفی، ترس از تنهایی، وابستگی هیجانی، امید به تغییر طرف مقابل و تجربههای گذشته میتوانند تصمیمگیری را دشوار کنند. گاهی فرد به جای تمرکز بر واقعیت به خاطرات خوب یا روزهای بهتر در آینده امیدوار است.از طرفی، سرمایهگذاری عاطفی و زمانی باعث میشود پذیرش پایان رابطه سختتر شود؛ پدیدهای که با مفهوم «هزینه هدررفته» نیز ارتباط دارد. بنابراین ماندن همیشه به معنای رضایت از رابطه نیست گاهی فرد میداند رفتن درست است، اما از نظر هیجانی هنوز آمادگی آن را ندارد. کمک روانشناختی میتواند به فرد کمک کند ترسها، الگوهای دلبستگی و نیازهای عمیق خود را بهتر بشناسد و تصمیمی آگاهانهتر بگیرد.